ابراهيم عاملي ( موثق )
72
تفسير عاملي ( فارسي )
از « علم » پيغمبر است كه مطَّلع باحوال او بودهاند ، و چون پيغمبر بسرزمين آنها آمد در پذيرش سخن آن حضرت اختلاف كردند و بيشترشان كافر شدند ، و نيز گفتهاند : يعنى بنى اسرائيل اختلاف نداشتند و همگى كافر بودند ، و چون علم يعنى موسى و هارون براى آنها آمدند عدّه اى سخن آنها را نپذيرفتند و بعضى قبول كردند ، اين است معنى اختلاف بعد از علم . « فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ فَسْئَلِ » 93 طبرى : قتاده گفت پيغمبر ( ص ) فرموده است : نه من شكّ كردم و نه پرسيدم . مجمع : حسن بصرى و قتاده و سعيد بن جبير گفتند : پيغمبر ( ص ) شكّ نكرد و چيزى نپرسيد و از امام صادق عليه السّلام اين مطلب نيز روايت شده است . و اين جمله اگرچه به ظاهر روى سخن با پيغمبر است ولى مقصود توجّه و يادآورى به مردم است مثل اين آيه : « يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ » و بعضى گفتهاند : معنى اين است كه اگر در آزار و سختى هستى از رفتار بد رفتاران ، از اهل كتاب بپرس كه پيغمبران گذشته چگونه در آزار بودند و صبر كردند . نيشابورى : ممكن است اين جمله بطور شرطيّه ى فرضيّه باشد كه مقدّم و تالى آن محال و مجموع آن صحيح است مثل اينكه بگويند : اگر عدد پنج جفت باشد قابل تقسيم بر دو هست و خارج قسمت آن دو عدد صحيح است و فائده ى اين جمله ارشاد و راهنمائى بپرسش و تحقيق است و معرّفى علماى يهود و مسيحى است كه اين حقايق بر آنها هم پوشيده نيست و اگر از آنها سؤال شود مىتوانند بدرستى جواب بگويند . « فَسْئَلِ الَّذِينَ يَقْرَؤُنَ » 93 عموم مفسّرين : ممكن است مقصود اين باشد كه بپرس از مردم مؤمن كه كتاب آسمانى را خواندهاند ، و ممكن است مقصود اين باشد بپرس از خصوصيّات پيغمبرى كه در كتاب آسمانى خبر پيدايش او ياد شده است آنگاه خودت بسنج كه كدام آن گفته ها درست است . « حَقَّتْ عَلَيْهِمْ كَلِمَتُ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ » 95 فخر : مقصود از كلمه حكم خداوند